زنی، هنگام پاک کردن سبزی، از شلختگی، بیشتر سبزی ها را در هنگام پاک کردن، دور می ریخت. زن همسایه او، سبزی خود را، از آن ها تأمین می کرد و از پس انداز پولشان، گوشواره ای خریده بود. روزی، گوشواره ها را به گوش کرد و وسط حیاط به خواندن برآمد که: «سبزی آش همسایه، گوشواره گوش همسایه».
منبع:داستان های امثال نوشته حسن ذوالفقاری