برای مردی، خبر آوردند، خر همسایه ات، کره ای زاییده، که دُم ندارد.
گفت: «این هم غصه ی امروزمان».
گفتند: «چرا.» گفت: «فردا، که کره بزرگ شد و زیر بار خوابید، مرا به یاری می طلبند و خر دُمی ندارد، که آن را بگیرم و او را بلند کنم!»
منبع: داستان های امثال نوشته حسن ذوالفقاری