دو تن باغ دار همسایه، دیواری مشترک داشتند. یکی از آنان که متجاوز و زورگو بود، آب به پای دیوار بست و دیوار را، خراب کرد و گاهی، خود را به میوه و هیزم همسایه می زد. بالاخره، سر و صدای همسایه بلند شد و دعوا، پیش حاجی ملاعلی حکیم الهی بردند. حاجی، پس از آن که سخنان طرفین را شنید، به شاکی گفت: «بنجی ننجا، ننجا منجی»، یعنی اگر دیوار را بکشی، ظلم و ستم همسایه را نمی کشی و اگر دیوار را نکشی، از دست همسایه خواهی کشید. آن مرد، حکم حاجی را پذیرفت و دیواری که همسایه خراب کرده بود، از نو بساخت.
منبع: داستان های امثال نوشته حسن ذوالفقاری