بلبلیش، که بلبل است، یا لندوک است، پر در نیاورده، یا پیر است، پر ریزانده!

چند تن از اهالی یک روستا، به راهی رفتند. در کنار برکه آبی، وزغی یافتند. از شناختن آن، درماندند. ناچار، به سراغ کدخدا رفتند. کدخدا، مدّتی در حیوان نظر کرد، امّا او هم، چیزی دستگیرش نشد، سر برداشت و گفت: « بلبلیش، که بلبل است، یا لندوک است پر در نیاورده، یا پیر است پر ریز.

منبعداستان های امثال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط